تجدید دیدار

پس از 8 سال دوری از وطن، هفته پیش جهت دیدار از بستگان و دوستان به وطن بازگشتم. همانطور که انتظار داشتم بستگانم جهت استقبال به فردوگاه عسلویه آمده بودند. به همراه تعدادی از دوستان به منزل پدری رفتیم و از آن لحظه به بعد به مدت دو شبانه روز به جز چهار پنج ساعت خواب، تمام وقت در خدمت دوستان و بستگان بودم و حقیقتاً که از دیدن و صحبت کردن با آنها مسرور و فرحناک شدم. لحظاتی که سال ها بود انتظارش را می کشیدم. فکر نمی کردم که با دیدن خانواده و دوستان اینقدر انرژی بگیرم. اشک های شوق و تمام نشدنی مادر، پدر، عمو و عمه ام عمیقاً مرا تازه کرد. هرچند که هنوز خستگی سفر 30 ساعته رفع نشده بود اما حضور خوش دوستان و احساس شوق متقابل در آنها چنان بود که گویی در هیچ سفری نبوده ام. مهمانان از موضوعات مهم در آنجا بسیار می پرسیدند و من هم با کمال میل و با حوصله و جزییات به یک یک جواب می دادم.

از دوستان رسانه ای و رسانه های دوست هم در همان ساعت های اولیه آمده بودند. ترتیب دو جلسه جهت صحبت و دیدار با دانشجویان دانشکده فنی مهندسی جم هم دادند.

نشریه نسیم جم که تازگی به صورت چاپی هر دو هفته یک بار در استان بوشهر چاپ می شود هم مصاحبه ای انجام داد. سؤالات بسیار خوبی پرسیده شد که به نظرم سؤالات بسیاری از افراد تحصیل کرده بود.

در این سفر دیدنی در نظر دارم به شهرهای دیگر هم بروم و با هماهنگی با دوستان، آنها را هم ببینم.

در این چند روز علاوه بر آنکه دوستان و بستگان را ملاقات کردم، صمیمیت، محبت و احترام فوق العاده آنها را هم احساس کردم. خصوصاً رفتار مأموران و کارکنان اداراتی که تاکنون برای تعویض، تمدید یا تصحیح کارت ملی، کارت معافیت و گذرنامه با آنها سر و کار داشته ایم؛ یعنی فرودگاه و اداره گذرنامه در تهران، پلیس به اضافه 10 که واقعاً عالی بود. برخورد آنها با ما و دیگر ارباب رجوع حتی از 8 سال پیش هم بهتر بود.

ضمن تشکر ویژه از همه محبت ها و زحمت هایی که دوستانم در این دیدارها متقبل شده اند، انشاءالله در این سفر سه ماهه بتوانم دیگر دوستانم را هم ببینم.

به امید دیدار